مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چه سخت است داغ علمدار دیدن غـم یـار، در اوج پـیکـار دیدن بـه بیتـابـی مـوجهـای فـراتـیـم به هنگـامهٔ چشم خـونـبار دیدن نـمیدید در خـواب هم دیـدهٔ مـا به خون خفته آن چشم بیدار دیدن ز یوسف به یک پیرهن خیره ماندن ز یحیی سری دست اغیار دیدن به گـفـتن نیاید، به باور نگـنجـد چـنـان کـوه را زیـر آوار دیـدن همین است تقـدیر مردان میدان به پـیـکـارها پـیـکـر یـار دیـدن تنی را به مـیدانِ مین اربـاً اربا تنی را پر از خون به رگبار دیدن ولی نیست هرگز به قاموس مردان هراسی از این راه دشوار دیدن هراس است بر جان خیبرنشینان سَنـابـرق شـمـشیر کـرّار دیدن مَهـیب است فـریـاد یا حـیدر ما مهیب است هان! قهر قهار دیدن هـمـه هـیـبت گـنـبـد آهـنـیـن را بر این عنکبوتان چنان تار دیدن مهیب است در بارش «رعد» و «سجیل» زمین و زمان، تیره و تار دیدن بهناگاه «فتاح» و «خیبرشکن» را بـر ایـن قـلعـهٔ کهـنه آوار دیـدن جـسدهای مشئـوم دیـوانهدیـوان به هر کوی و بازار بر دار دیدن «بَـعَـثـنا عَـلـَيكُم عِـباداً لَـنا» را به سربـند گُردان احـرار دیدن! زمانِ «فَجاسُوا خِلالَ الدِّيار» است شـرر بر سراپـای اشـرار دیدن |